بسم رئوف
سلام
خیلی ناراحتم تو این چند وقت که بی خانمان شدمو از این هیئت به اون هیئت ازاین گروه به اون گروه البته هموشون مثبته میرم یه مشکل دیدم که مطرح کردنش خالی از لطف نیست ما تو هر هیئت یا گروهی می رفتیم چون واسه خودمون کسی هستیم وارد شوراء مرکزی یا گروه اصلی تصمیم گیرنده وارد می شدیم یه چیزی تو همشون مشترک بود بیان کردنه متد هایی که دراصول در آنها اختلاف هست
دلیل وجود این همه اختلاف و طرز تفکر های مختلف (دوستان اشتباه نگیرند اختلاف در سلیقه خیلی با اختلاف در اصول فرق داره) حتی در جامعه و مخصوصا نسل جوان که با عث به وجود آمدن هزاران هزار عقیده است فقط می توان گفت یه چیز است نبود الگوی مناسب . دقت کنید وقتی محور تفکر کردن ما در یک سیر مشخص قرار نگیرد مانند خطیست که در فضای سه بعدی قرار گرفته و به هر سمتی می رود خلاصه کنم یک روز بیخود ناراحتیم یک روز بیخود خوشحال مسائل مهم فراموش میشود ومسائل کم اهمیت در راس قرار می گیرند
در آخر یک نکته می گیم و یا علی
هر کسی نمی تواند وارد تحلیل مسائل شود باید هم رفلکس فکری خوبی داشته باشی هم مسلط بر مسائل باشی وهم علم داشته باشی.
+
آورده شده در پنجشنبه 23 مهر1388زمان 6:46 به قلم محمد گلکار
|